درد و دل با خدا
خدایا چقدر این روزها خسته ام...
خودت خوب میدونی که این روزهاروز و شب من شده گریه و زاری...
با سیلی صورتم را سرخ نگه میدام تا اطرافیانم از حال بد من نگران نگردند.
خدایا خودت خوب میدانی که من اکنون حال مجنونی را دارم که
لیلایش را در ناراحتی میبینه.
خدایا چقدر بهت بگم...هر بلایی را که میخوای سر لیلای من بیاری
دو برابرش را سر من بیاورم...به بزرگی خودت سگوند اصلا تحمل دیدن
ناراحتیش را ندارم...
خدایا دیگه توانی برام باقی نمونده...روزها وشب ها میان و میرن و من مجنون
در غم لیلایم هستم.
خدایا هیچ کاری نمیتونم کنم...حتی دیگه نمیتونم چیزی بنویسم.
تو که میدونی من حتی دارم به زور نفس میکشم...
اصلا نمیدونم چرا دارم اینجا باهات دردو دل میکنم!!!
باور میکنی اصلا نمیدونم دارم چی تایپ میکنم؟؟
خداجونم دارم دیونه میشم.
آخه تا کی؟؟؟
داری امتحانم میکنی؟؟
میخوای بفهمی من واقعا مجنون لیلایم هستی یا نه؟؟؟
آخه تو که خودت خوب میدونی من آن مجنونی ام که تا آخرین نفس پای
لیلایش ایستاده....
خداجونم من هرگز ازت نمیخوام که من را بیشتر از این اذیت نکنی...
ازت میخوام هر بلا و مشکلی و دردی که میخواهی بر سر لیلای عزیزم
بیاوری دو برابرش را بر سر من بیاور...
به بزرگی خودت سوگند از جان و دل راضی ام...
امید دخترک دستفروش به دستبند سبزش

آرام و ساکت در گوشه ای نشسته است .فارق از
هیاهوی خیابان،او فقط می خواهد تا شب نشده
آدمس و شکلات بیشتری بفروشد.آخر مادرش مریض
است و او باید پول داروهای مادر را تامین کند .او نمی
داند که ماجرای نفت اردبیل چیست ،از نمودارهای تورم
سر در نمی آورد ، اونمی خواهد بداند ماجرای
هولوکاست چیست.فقط تمام امیدش به دستبند
سبزیست که به دستانش بسته است،به او گفته اند
این نماد یک سید است ،سیدی که او را دوست دارد،
سیدی که غمخوار مستمندان است.اما او نمی تواند
به این سید رای بدهد چون سنش نرسیده است.
امید او را ناامید نکنیم....
درد و دل با خدا
درود بر خداوند جهان آفرین،آفریننده ایران زمین
خدای عزیزم اکنون کشورم "ایران" روزهای سرنوشت
سازی را سپری میکند.حتما یادت هست که۴-٢٣روز
پیش بهت گفتم:"خدا جونم،ایرانم را در خطر
میبینم...میخوام کار بزرگی کنم...ازت کمک میخواهم.
میخوام بهم اینقدر انرژی بدی که بتونم تا ته ته تهش
برم."
تو بهم انرژی دادی...
با کمک تو تا اینجا اومدم...
حالا امروز اومدم ازت بخوام،کشورم "ایران" را از این
وضعیت نجات بدی.
امروز بیش از هر روز دیگری برای کشورم ایران" احاس
خطر میکنم.
خدایی مهربونم ازت میخوام کاری کنی تا مردم کشورم
گول سخنان شیرین احمدی نژادیسم ها را نخورند و به
سیاست های پشت پرده آنان پی ببرند.
خدا جونم امروز اومدم تا ازت بخوام کشورم ایران را
کمکش کنی...
کمکش کنی تااز این وضعیت نجات پیدا کنه...
تو که تاحالا به همه خواسته هام جواب دادی...این بار
هم جوابمو بده.
خدایا من،بیژن آریا،همون بنده کوچک تو هستم هااااا...
همونی که همیشه جوابش را میدادی...
همونی که همیشه کمکش می کردی...
این بنده کوچکت اومده پیش تو جواب بگیره...
این بار هم جوابش را بده...
اینبار هم کمکش کن...
پروین سلیمانی درگذشت
به گزارش واحد مرکزی خبر ، سلیمانی، چندی پیش به

"پروین سلیمانی"
نماینده قانونی مردم فلستین"محمود عباس":احمدی نژاد خفه شو
رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین به اظهارات
ضدصهیونیستی احمدی نژاد در جریان کنفرانس ماه
گذشته ژنو واکنش تندی نشان داد.
محمود عباس در گفت و گو با شبکه «رای» ایتالیا
مدعی شد: "احمدی نژاد این حق راندارد که به
نمایندگی از مردم فلسطین صحبت کند."
محمود عباس در پاسخ به سئوالی درباره اظهارات
رئیس جمهور ایران در کنفرانس دوربان 2 اظهار داشت:
"اظهارات احمدی نژاد در راستای منافع مردم فلسطین
و آرمان های آنها نیست و کسی این اجازه را به رئیس
جمهور ایران نداده که به نمایندگی ازفلسطینی ها
صحبت کند."
وی افزود: "تاکید می کنم اگر او ازجانب مردم فلسطین
صحبت کرده ما این اجازه را نداده ایم. ما به عنوان
نمایندگان قانونی مردم فلسطین، اسرائیل را به
رسمیت می شناسیم و به دنبال نابودی آن نیستیم."
محمودعباس اضافه کرد: "ما می خواهیم یک دولت
مستقل فلسطینی در کنار اسرائیل تشکیل دهیم."
رئیس تشکیلات خودگردان همچنین درباره دیدار برنامه
ریزی شده اش با اوباما رئیس جمهور آمریکا در ماه می
گفت: "رفتارهای اوباما تاکنون دلگرم کننده بوده است.
اوباما فرآیند صلح را به پیش ببرد. ما به راه حل دو
دولتی معتقدیم. ایجاد یک کشور مستقل فلسطینی
مورد توجه آمریکاست. اوباما معتقد است برای حل
مشکلات خاورمیانه ابتدا باید موضوع فلسطین حل و
فصل شود."
مسعود حقی از چگونگی فوت پیمان ابدی می گوید
مسعود حقی مدیر فیلمبرداری فیلم تلویزیونی"چشمان
نامحسوس" درباره چگونگی وقوع حادثه و فوت پیمان
ابدی در صحنهای از فیلم گفت: خبرهایی دررسانههای
مختلف درباره نحوه فوت پیمان ابدی درج شده بود که
صحت نداشت. لحظاتی قبل ازحادثه در کنار پیمان
ایستاده بودم و گفتم این کار خطرناک است. پیمان
گفت قصد دارددر سینمای اکشن ایران بدعتگذاری
کند. او از عظیم موسوی سرپرست جلوههای ویژه
فیلم خواست انتهای اتوبوسی را که قرار بود منفجر
شود پر از بنزین کنند.
وی ادامه داد: پیمان قصد نداشت اتوبوس را به انتهای
دره فرستاده و با چاشنیگذاری آن را منفجر کند. از
اینرو از بچهها خواست کوکتل مولوتوف در اختیارش
بگذارند.
سیدمحسن موسویان کارگردان فیلم نیز به او گفت اگر
این کار خطرناک است انجامش ندهد ولی پیمان با
اطمینان شروع به کار کرد. او در همه کارهایش بسیار
دقیق بود. روزقبل از حادثه صحنهای خیلی سختتر را
به خوبی انجام داده بود.
حقی درباره لحظه وقوع حادثه توضیح داد: کوکتل
مولوتوف در کنار فرمان اتوبوس بود که لحظهای به زیر
افتاد، دیدم پیمان خم شد تا آن را بردارد. برای یک
لحظه دیدم او تمرکزلازم را ندارد و بعد از لحظاتی در
ماشین را باز کرد و دیدم بیرون پرید، اما چرخ اتوبوس به
روی یک تکه سنگ رفت و از حرکت ایستاد و تنها یک
لحظه شنیدیم که پیمان کمک خواست. باور کنید ما
همه سعی کردیم اتوبوس را حرکت دهیم ولی نشد.
حتی جرثقیل هم نتوانست کمکی بکند. پیمان در
صحنه و چیزی که به آن اعتقاد داشت مردانه رفت
زیرا میخواست بدعتی در سینمای اکشن ایران به
جای گذارد.
بدلکار ایرانی کبری 11 جان باخت
پیمان ابدی بدلکار ایرانی سریال تلویزیون
«هشدار برای کبری 11»
بر اثر سانحه رانندگی
هنگام فیلمبرداری
درگذشت.
این بدلکار امروز حین انجام عملیات بدلکاری در تلهفیلم
«چشمهای نامحسوس» در شش کیلومتری جاده کن
درگذشت.
وی مشغول اجرای حرکات نمایشی در یک اتوبوس، بود
که اتوبوس پس از واژگونی منفجرشده و پیمان ابدی
جان باخت.
جسد این هنرمند هماکنون در پاسگاه کن است.
ابدی یکی از بدلکاران موفق سریال آلمانی «هشدار
برای کبری 11» بود.
وی در سال 85 به ایران بازگشت و به آموزش بدلکاری
میپرداخت.
این بدلکار حرفهای در سال 85 در مصاحبهای با فارس
گفته بود: بیشتر از شش ماه است که به ایران آمدهام
و آموزش بدلکاری میدهم. اما اگر به تازگی شنیده
میشود که آمدم و یک کارهای را انجام میدهم دلیل
اصلیاش این بود که نمیخواستم به عنوان یک بدلکار
فقط برای کارگردانها کار کنم. بلکه میخواستم اصول،
قوانین و فرهنگ حرفه بدلکاری را ارائه و توسعه بدهم.
برای آشنایی و آموزش آنچه خودم در آلمان آموختم
زمان لازم بود.
ابداع خودروی نامرئی
یک دانشجوی هنرمند انگلیسی، موفق به طراحی
خودروی نامرئی شده است.به گزارش ایسنا، این
خودروی عجیب، طرح ابداعی دانشجوی 22 ساله
دانشگاه سنترال لانکاشیر است که با شکل خاص
اسپری رنگی پاشیده شده روی آن و همچنین خاصیت
انعطاف پذیری که دارد، قابلیت نامرئی شدن را پیدا
کرده است.
در واقع این خودرو با رنگ آمیزی و خمیدگی خاص با
محیط پیرامون خود، کاملا هماهنگ میشود، به
گونهای که عابران دچار خطای دید شده و نمیتوانند
حضور آن را تشخیص دهند.
وی درباره اختراع خود میگوید: مردم در خیابان متوقف
میشوند و در حالی که مشغول کار خود هستند و به
اطراف نگاه میکنند، ناگهان با خودرویی که در
کنارشان است و آن را ندیدهاند، برخورد میکنند.


